سوء هاضمه
But now

When I was a child
I could run
I could jump

But now?

When I could run
and I could jump
I was a child

But now?

When I was a child
I had dream
and I had always Ice-cream

But now?

I had pair long arms
and legs
Also evaluating mind


M.R.Zamani

پ.ن:
این بار جابلاگی یقه ی من را گرفت ...
برای پی بردن به ماهیت پلید نویسنده این وبلاگ به اینجا مراجعه کنید.

توسط در 15 اردیبهشت 1387 8:42 بֽظֽ | | نظرات (16)
یا رب این خلیج فارسی که سپردی به منش


یا رب این خلیج فارسی که سپردی به منش
بسپردم به عرب ها تا کنند العربش
انتَ تعجب نکنی از حال و این احوال ما
چون که ما هستیم داداش با این عرب ها ایزدا
چون که آید نامی از ملت مظلوم عرب
خواه فلسطین یا عراق و غرب بغداد و حلب
یا العجب! می زند یا خشک مان یا می دریم این سینه را از بهرشان
آخه ما عشق اخوت کشته مان
تازگی ها! در زبان مادری مان پر شدست افعال شان
وضع ما از هفت نسل پشت مان هم بهتر است
تازه آن ها عهد کردند و گلستان را زدند انگشت در استامپ
و ما بی عهد دادیم دست شان
چون این دریای ماست در دست ما مرغی بود
می دهیمش دست همسایه شود غاز گران
چیز مالی هم نبود
قُد قُدش با تخم مرغش مال آن ها نوش جان


م.ر. زمانی


پ.ن: باور کنید باید خندید به اسم هایی که با این مناسبت های
خنده دار عوض می شوند، نه این که اعتراض کرد.


توسط در 6 اردیبهشت 1387 0:58 بֽظֽ | | نظرات (15)