سوء هاضمه
« منظره واضح نيمه شب | صفحه اصلی | تهِ گوشواره‌اي كه گم شد »
آدم‌هاي مشرف به ايوان

.


من يك پرده‌ي آبي لازم دارم يا داشتم. يكي از اين پرده‌هاي جلوهاي ويژه. از اين‌هايي كه مي‌تواني پشت سرت پهنش كني. از اين‌هايي كه همه‌ي فيلم را برايت درست مي‌كند. تصوير پشتت را چمن مي‌كارد يا هر چيز ديگري. از اين‌هايي كه همه نوع لبخندي روي صفحه‌اش دارد. همين‌طور تصويري حرفه‌اي و طبيعي از دست‌هايي كه بتوانم آن‌ها را توي عكس‌هاي دسته جمعي روي كتف بقيه بگذارم و يا موقع خداحافظي مهما‌ن‌ها و از در حياط بيرون رفتن‌شان‏ حسابي توي قاب پنجره تكان‌تكان‌شان بدهم. و يك تيم از متخصصان جلوه‌هاي معمولي.


.

توسط در مردادماه 29, 1387 6:23 بعدازظهر |
نظرات

همين‌طور تصويري حرفه‌اي و طبيعي از دست‌هايي كه بتوانم آن‌ها را توي عكس‌هاي دسته جمعي روي كتف بقيه بگذارم.

آدم اگه بدونه واسه همين چارتا تعارف خشك و خالي‌ي كه با ملت تيكه پاره مي‌كنه اين همه هزينه لازمه خب بايد به وجود صرفه‌جوي خودش افتخار كنه! تازه پرده‌ي آبي فقط يه قلمشه.

من به یه عالمه حوصله و تازه پول کافی واسه خرید ماشین تا بتونم برم تا فرودگاه بدرقه (یا استقبال!!!) مسافرها و خونه ی خیلی بزرگ رو به دریا برای پذیرایی از مهمان های احتمالی و ....هم نیاز دارم...قبلن از مساعدت شما کمال تشکر رو هم دارم!!!

اینجا رو باز کردم، بدون پروکسی.

من که متخصص جلوه های ویژه هستم نه معمولی، نمی تونم کمکت کنم!

طرح ابلهانه تو ديدم. خوب بود. به علاوه اين كه معلوم بود كار تو. اين دستايي كه اين برادر تو اين متن تكون داده تا حالا هم كار متخصصا بوده؟

اگه بخوام درست متني برات بنويسم كه ميگم:
ميشه تنهايي رو فهميد. ميشه كاري كرد كه بشه. با پرده ي آبي يا بدون پرده ي آبي.

با اگر بخوام در حد خودت باهات حرف بزنم كه بفهمي بايد بگم:
تو اگه از جلوي پنجره كنار بري يا بري گوشه ي حياط وايسي بقيه ديده ميشن و دست تكون ميدن و ديگه نيازي به اين جنگولك بازيا نيست.
آدم باش...

آره‏‏‏,منم لازم دارم يكي.

اینجا 10 ... کمی بالاتر 1 !

(به جبر )

نظر شما