مي داني مثل شكر نيست كه بشود از رويش برداشت و برگردانند توي ظرف. ديده اي شكر كه مي ريزد زمين با قاشق از روي آن بر مي دارند. تو را نمي شود كاري كرد. همه چيز براي ت قاطي شده است. رفته است توي هم. قايق ت سوراخ نشده كه سطل سطل آب از آن بريزي بيرون كه چيزي درست شود. كه چيزي نرود پايين. نمي شود كمي از تو را نجات داد و برگرداند توي ظرف.
.
فرض کن که می خاهم ریخته باشم...دلم هم نمی خاهد کسی از رویم یا حتا زیرم چیزی بردارد..می خاهم همین طور ولووووووو ریخته باشم...همه رد شوند و من له...
هیچ کس حتی به من نگفت
زمین زیر پاهایت سفت باشد
یا باد همیشه به پشتت بخورد
می بینی برای اینقدر غمگین بودن
همین کافی است
با اینکه میدانم
زمین همیشه زیر پاهایم سفت است
یا باد ، چه کسی بگوید یا نگوید
هر ازگاهی به پشتم می وزد.
میشه کلش رو خالی کرد توی دل کیسه جارو برقی و تمام...
انگار هیچ وقت اتفاق نیفتاده
انگار هیچ وقت نبوده
کی به یه مشت شکر دونه پاشیده و قاطی شده اهمیت میده؟
میشه کلش رو خالی کرد توی دل کیسه جارو برقی و تمام...
انگار هیچ وقت اتفاق نیفتاده
انگار هیچ وقت نبوده
کی به یه مشت شکر دونه پاشیده و قاطی شده اهمیت میده؟
بعضي وقتام كه آدم بخواد جمعش كنه بدتر كثافت كاري ميشه و گه ميزنه به زندگي. چه ميدونم. مثلن بستني.
سلام
حالا ديدي؟
شناختي؟
كجاست آن چرخش مدهوش دل آگاه ترين ترنم فراموش شده ي خاك ؟
در اين بي پيام زخم عميق ...
كاري بايد كرد .
از اين بدهيد اما از آن نكاهيد !!!!
با دست پخشش کنی میره لای کرکهای فرش٬ بعد هیچکس نمیفهمه کی ریخته...
بعضي قسمتها هم مثل شربت آبليموست كه روز زمين كه ريخت مي رود لابلاي فرش و ديگر جلوي چشم هم نيست. فقط گهگداري كه كسي از آنجا رد شود پايش خيلي لايت مي چسبد به زمين.
وضعیت رقت انگیزی که زیاد دیده نمی شود!!نه؟
توسط: sara | تیرماه 14, 1387 4:57 بعدازظهر