سوء هاضمه
« سفارش لباس با سر دوش های اضافه و دوخت فاخر | صفحه اصلی | از اين هم بدهيد لطفا »
قدم زدن در کنار در

 .


ما دیگر روی تو حساب نمی کنیم. صدای او شبیه هم زن برقی بود.  شاید هم شبیه ریش تراش وقتی آن  را زیر گلوی ت می کشی و بالا و پایین می بری. ریش تراش گفت تو می توانی تمام ساز ها را انگشت کنی و از آن ها صدایی در بیاوری. فقط همین. او خیلی موفق بود  و اصلا شبیه تیغ های دستی نبود. برای همین می شد هم زمان با اصلاح با او سوت زد. همان طور که گلویش را گرفته ای و زیر گلوی ت می کشی. او هیچ جای ت را نمی برید و برای همین کسی نمی توانست از دست ش ناراحت باشد. همه چیز با او مرتب بود. سوت زدن ت که تمام شد ولش کردی. چند بار زیر گلویت دست کشیدی. جای چنگ ها می سوخت. تو می دانستی جای ریش تراش است ولی کسی باور نمی کرد. او خیلی مهربان بود و جوری حرف می زد که هیچ جای ت را نبُرد. فقط همین. حالا خِر خِر می کرد.  تو خودت را توی آینه نگاه کردی. بعد سرش را گرفتی زیر آب تا تمیز شود و بقیه هم بتوانند از او استفاده کنند. ریش تراش به بهانه ای احتیاج داشت که دیگر روی تو حساب نکند. تو نمی خواستی معذب باشد. این طور می توانستند از تو دوری کنند. می توانستند بپذیرند که آدم ها بیایند و تو را ببرند. می توانستند بقیه را هم قانع کنند. دیگر لازم نبود توضیح زیادی بدهند. همه چیز واضح بود. نمی شد روی تو حساب کرد.

.

توسط در 5 تیر 1387 11:26 قֽظֽ |
نظرات

اِ اينجوري بود؟ نكنه هم ‍زن برقي هم همين بلا رو سر من بياره؟

دکتر
من عاشق نوشتن شما هستم
به جرئت زیباترین قلم را دارید
من بارها به این وبلاگ و وبلاگ قبلی شما سر زدم
اما از اومدن شما ناامید شدم
امروز هوس نوشته هاتون رو کردم
اومدم و دیدم تازه آپ کردین
عمیقا خوشحالم دوباره برگشتین
لطفا بیشتر بیاین و برای روحمون بنویسین
من تمام نوشته های وبلاگ قبلیتون رو حفظم
بازم میگم خوش اومدین

منم خوش اومدم -

تو بايد بري تو والت ديزني كار كني. تصويرات خيلي خوبه. كلاً.همش از جلو چشم آدم رد ميشه، فقط فكر كنم كارتون هات يكم تلخ بشه. چطوري مرموز

گاهي گيج مي مانم كه صورتش زير تيغ است يا تيغ روي صورتش ....

اما باور دارم كه رو و زيرش محسوب مي شود ...

حتما !

اون روز كه تو تلفن گفتي يادم نبود اين پست‌ت رو خوندم. من دارم شبيه آلزايمر مي‌شم.

نظر شما