منظره واضح نيمه شب
میدانید من از این آدمهایی هستم که ایمان قوی ندارند. از اینهایی اگر یک دست یا یک پایشان قطع شود، همه چیزشان به هم میریزد. از اینهایی که نمیروند قلم مو را بگذارند توی دهانشان یا لاي دو تا از انگشتهای باقیماندهی یکی از پاهاشان و شروع کنند نقاشی کردن. از اينهايي كه اگر سرطان بيايد سراغشان جاييشان را قطع نمي كنند. از اينهايي كه ميگذارند بيايد و همه جارا بگيرد و براي خودش تن گشايي كند. از اينهايي كه بعضي وقتها يك چيزهايي دارند شبيه سرطان.
.
توسط در مردادماه 9, 1387 9:08 بعدازظهر |
لینک ثابت
|
نظرات (27)
برگشتن قبل از هر وقتي
.
البته ميدانيد مردن من كار يك يا دو نفر نبود. پدر و مادران و خواهر و برادرانم و تمام دوستان و فاميل و آشنايان، به اضافه مديران مدارس سابقم، رهبران اديان مختلف و قضات در اين مسئله سهيم بودند . داشتم با خودم فكر ميكردم اين تنها سهمي است كه كسي از آنها به دنبالش نخواهد آمد و آن را طلب نميكند. آن را توي بورس نمياندازد و يا سهام يك شركت توليد دارو را با آن نميخرد.
.
توسط در تیرماه 31, 1387 1:39 صبح |
لینک ثابت
|
نظرات (14)
نوبت كيست كه حال مرا بپرسد؟
.
اين چيزي كه ميدوزي دوباره پاره مي شود. از كمي بالاتر. از آن جاي سالمش كه سوزن را فرو كردهاي و رساندهاي به طرف سالم ديگر تا از روي پارگي ردش كني. دوباره پاره ميشود. دفعه بعد بايد بروي بالاتر. و دفعه بعد بالاتر. بعد يك وقتي ميرسد كه ميبيني جاي سالمي نمانده كه از اين طرف و آن طرف بكشي نزديك زخم و شروع كني كوك زدن. شروع كني دوختن. يكي رو يكي زير. يكي رو يكي زير. حالا ديگر مهم نيست كه اين دوخت چه قدر زيبا و ظريف بوده است. چون قرار است دوباره پاره شود. ديگر مهم نيست كه جايش از اين طرف پيداست يا نه. رنگ نخ به جايي كه داري سوزن را فرو مي كني ميآيد يا نه. چون قرار است همه چيز دوباره پاره شود. مهم نيست كه با چرخ خياطي كاچيران دوخته اي يا چيز ديگري. مهم نيست كه يك دور اضافه دوخته اي كه پاره نشود.
.
توسط در تیرماه 23, 1387 1:49 بعدازظهر |
لینک ثابت
|
نظرات (11)
از اين هم بدهيد لطفا
مي داني مثل شكر نيست كه بشود از رويش برداشت و برگردانند توي ظرف. ديده اي شكر كه مي ريزد زمين با قاشق از روي آن بر مي دارند. تو را نمي شود كاري كرد. همه چيز براي ت قاطي شده است. رفته است توي هم. قايق ت سوراخ نشده كه سطل سطل آب از آن بريزي بيرون كه چيزي درست شود. كه چيزي نرود پايين. نمي شود كمي از تو را نجات داد و برگرداند توي ظرف.
.
توسط در تیرماه 13, 1387 8:59 بعدازظهر |
لینک ثابت
|
نظرات (10)