سوء هاضمه
« چهل و نه، پنجاه. | صفحه اصلی | كافه هاي سر راه - 2 »
آدم دارد كه مي افتد پايين

آدم دارد که می افتد پایین، دست کسی را نمی گیرد. اگر فکر می کند بمیرد بهتر است، دست ش را هم سر راه به جایی نمی گیرد. لباس گل و گشاد هم نمی پوشد که احیانا بگیرد به جایی. به دوستانش هم به شوخی نمی گوید می خواهد چه کار کند که یک نفر که می داند شوخی ها همیشه جدی هستند، فکر کند، دارد جدی می گوید. از چند روز قبل ش هم فقط لبخند می زند و شروع می کند روی زمین زندگی کردن که فردا و پس فردای مُردن ش کسی دنبال مقصر نگردد. وقتی دارد با مادرش تلفنی صحبت می کند، نمی رود سر استحاله در دیگری و مثل همیشه دلقک بازی در می آورد که مادرش فکر نکند، دارد با او اتمام حجت می کند. روز قبل ش هم به عمه اش که ده سال است ندیده اش، تلفن نمی کند. عوض ش پاک کن را بر می دارد و می کشد توی تن ش که اگر افتاد و پخش شد و دل و روده اش ریخت بیرون، چیز هایی که برای خودش نگه داشته بود، لو نرود. قبل از مردن هیچ ورقه ای را مربوط به اهدای اعضا پر نمی کند، که یک عده ای، زودتر بکشندش. توی کیفش کتابی راجع به تاتر پوچی نمی گذارد و عوض ش یک سری وسائل مرتبط به ارتباط با جنس مخالف، دو تا ته بلیط سینما، نوار بهترین های اندی، برنامه ی فردا و پس فردای زنده بودن ش و یک سی دی مربوط به قوی ترین نرم افزار گرافیکی جهان را می اندازد آن تو که فکر کنند بوده است.


پ.ن:حذف شد. فکر کنم من واقعا آدمی نیستم که بتونم تبلیغ کنم. نمی دونم کدوم ش رو به خودم دروغ می گم.

.

توسط در 26 اردیبهشت 1387 0:34 بֽظֽ |
نظرات

این پا نوشت رو اوردی که از تلخی طنز یا غیر طنز این نوشته کم کنی؟ همون کاری که توی خود اون چند خط می کنی. این جا هم سر ما رو به این پا نوشت گرم می کنی. پاک کن را می کشی توی تنت. خوب بود پسر، خوب. من چند متر این ور تر نشستم توی شرکت. می بینمت که پشت میز طراحی می کنی. نمی دونستم ولی واقعا چیزی انگار.

چرا" آدم که دارد می می‌افتد پایین" نه؟

یعنی امکان داره سوالم رو بفهمی؟؟

یه چیزایی یاد گرفت
خیلی چیزارو پاک کرد..
از وقتی معروف شدی.

ما همه مایه افتخار تو هستیم واقعا!! اون مصاحبه رو هم خوندم. خیلی دیوونه ای، خندیدیم ها. ولی الان فکر کنم سایته داره تغییرات میده نه؟ انقد خوبه چند تا نوشته پشت سر هم آدم یه دفعه بیاد این جا بخونه. دستت درد نکنه

وقتي افتادي پايين و همه اون اتفاقا افتاد مي‌ذاري كتاب بورخس‌ت كه گرونه مال ما باشه؟
من قول مي‌دم به كسي نگم تو آدمي بوديك ه به فلسفه هستي هم فكر مي‌كردي و ازا ين حرفا. قول مي‌دم.

تو استاد تبلیغ کردن هستی. و استاد خودت رو تبلیغ کردن هم. شک نکن. دلیلش هم اونقدر واضحه که توضیح دادن نداره ، داره؟

تو هیچ وقت دروغ نمی گی!

تو هیچ وقت دروغ نمی گی!

هیچی
فقط خواستم بگم دوست داشتم تو پست قبلی نظر بدم

آدمی اگر که افتادنش دست خودش نبوده باشد چه؟! اگر که ناخواسته باشد چه؟! حتی اگر پایین افتادنش دسته خودش نبوده باشد اما از اینکه در حال افتادگی است خوشحال باشد که راحت شدم و بهترو اینها و خودش اصلن دست هایش را جمع کند روی سینه اش که نه بگیرندش نه بگیرد جایی را حتی! باز هم در دلش شاید که بخواهد به جایی گیر کند-نه به کسی یا کسی اورا- و چنان به بالا پرتابش کند که در حین بالا رفتن بتواند چشمهایش را گشوده چنان زبانی برای عوامل پایین انداختگی اش دراز کند که بیا و ببین!!

اي بابا خوب تبليغ كرده بودي ببم جان چرا حذف كردي آخه!!
من پير مرد به يه شوقي مي رم راي مي دم به اين سوء هاضمه ي شوما شوما تبليغتو حذف مي كني برادر؟ اين چه كاريه آخه!!

اين خونسرد بازيها فقط از تو و آدمايي مثه تو بر مياد، مي دوني آدمايي هستن حتي اگه به فكر مرگم نباشن سياه نمايي مي كنن كه ببينن دنيا دست كيه، همون حقيقت زندگي رو يادته؟ اونا رو پيدا كنن،يا ببينن كيا نگرانن كيا بي خيالن ، كيا جديشون مي گيرن، اين جور كارا براي عده اي يه روتينه تو زندگي.

نظر شما