سوء هاضمه
« But now | صفحه اصلی | آدم دارد كه مي افتد پايين »
چهل و نه، پنجاه.

قایم باشک شروع می شود. گفتم که من خودم چند بار ترسیده ام، بهتر می دانم کجا قایم شوم. حالا به بیست رسیده اید. عمرا بتوانید پیدایم کنید، نمی توانید پیدایم کنید. به ذهن تان هم نمی رسد که کجا قایم شده ام. سی و پنج. از همه ی شما بهتر بلدم کجا باشم. آن زیر نیستم و حتا آن پشت. این جایی که من قایم شده ام به عقل هیچ کدام تان نمی رسد. پنجاه. شما فقط بلدید چند متر این طرف تر و آن طرف تر قایم شوید. اما این جا دور است، خیلی دور و متروک. هوا دارد تاریک می شود ولی به عقل هیچ کدام تان نمی رسید این جا قایم شوید. من بهتر از همه این بازی را بلدم.

توسط در 23 اردیبهشت 1387 0:57 بֽظֽ |
نظرات

حالا چطور قرار است که پیدا شوید!! بازی خیلی وقت است که تمام شده!! شب برشما خوش تا صبح فردا!!

هيچ می‌دونستی من ارادتمندم پسر؟ و هيچ می‌دونستی كه الان سه تا دختر غش‌كرده كنار من افتاده‌ن، چون عكس تو رو نشونشون دادم؟ بدون

پنجاه و يك. پنجاه و دو. پنجاه و سه. ... هزار و هشتصد و نود و چهار. هزار و هشتصد و نود و پنج ...
.
.
.
ده سال بعد:
بابا ما فهميديم تو از همه بهتر بلدي. يكي اومده عاشق بازي بلد بودن‌ت شده، بيا بيرون!

مي‌دانم كجا قايم شدي. وقتي چشم گذاشته بودم و تو رفته بودي قايم شوي من يواشكي از لاي انگشتان دستم ديدم كجا رفتي.
اما زود پيدايت نمي‌كنم خودم را به اون راه مي‌زنم تا بازي بيمزه نشود.

فکر کردی خيلی زرنگی؟
آخه اگه پيدات نکنم که واسه هميشه دفن می شی...

حالا که کلاس زبان می روی :you r so creative , ok؟
so why should u repeat yourself like this, hah?

با با کمال تاسف تو راست می گویی
تو راههای در رو و نقاط کور را خوب بلدی.
اصلا خانه ات را در یکی از همین نقاط کور بنا کرده ای تا همیشه به آنها بگویی که بی دغدغه به همه بگویند: "مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد."

سلام ببین تو همون علی رضا نیستی که توی شریف بودی؟؟؟؟ اگه همونی یه خبر بهم بده تا ذوق کنم بالاخره یه شاهرودی یافتم.

نظر شما