دیوار های ت را دوست داری. هیچ وقت نشده که پشت ت را خالی کنند یا تو را با کسی روبرو کنند. هیچ کس نمی تواند از داخل آن ها رد شود. هیچ کس نمی تواند از سر دلسوزی سراغ تو را بگیرد و از آن ها رد شود. پُل نیستد که هر خری را از روی خودشان بفرستند این ور، دیوارند.
به سیمور در کانزاس
چطوری سیمور. این جا همه چیز خوب است و بابا طاهر عریان فیلتر است. وزیر گفته تا لباس تنش نکند، چیزی درست نمی شود و حق با اوست. در کشور ما بهشت زیر پای مادران قرار دارد و برای همین ما می ترسیم برویم بهشت و می ترسیم له و لورده شویم. این جا به همه چیز احترام می گذارند و حتا دوغ را هم قبل از مصرف تکان می دهند، به خاطر همین من از آدم ها خواستم من را هم قبل از مصرف تکان دهند ولی آن ها توجهی نکردند و این باعث شد من احساس عجیبی پیدا کنم. نمی دانم تو آن جا درخت آلبالو داری یا نه؟ من چند تا چیز را با دستمالم زیر درخت آلبالو گم کرده ام. از این چیز هایی که نمی توانی یکی دیگرش را بخری، یکی دیگرش را پیدا کنی. پدرم دارد استخاره می گیرد که بیاید امریکا و برای همیشه خوش باشد یا نه. هر چند من فکر می کنم که این جا هم جاذبه های خودش را دارد و ما می توانیم جمعه ها از نزدیک خطبه گوش دهیم. فقط خواستم زیر درخت های آن جا هم برای من یک نگاهی بندازی. تا بعد
بقیه ی دیگران
پدرم فکر می کند چون وقتی دستش را می گذارد روی دستگیره ی در، دستگیره پایین می رود، وجود دارد. و مادرم چون راه می رود و وقتی قرصی را بیندازد توی دهانش، آن قرص واقعا غیب می شود، وجود دارد. و خواهرم چون آرایش خوب روی پوستش می نشیند، حتما وجود دارد. و من چون نمی توانم از توی دیوار رد شوم، حتما وجود دارم و چون فضا اشغال کرده ام. و اگر توی آینه نگاه کنم، حتما چیزی خواهم دید، پس وجود دارم. و هر کدام از ما اگر روی مبلی بنشیند، بقیه می روند روی یک مبل دیگر، پس حتما همه وجود داریم. و من اگر از ماشینی پیاده شوم و پول ندهم، حتما صدایی خواهد گفت گوساله کرایه، پس من حتما وجود دارم. و دور و بر من کلی آدم دیگر هست که همه وجود دارند. چون به من که می رسند دست های شان را برای برایم دراز می کنند و آغوش شان را مثل صلیبی برایم باز می کنند.

